جوان پريشان و آشفته نزد استاد خويش امد و با حالتي زار و به هم ريخته گفت: به هر كسي محبت مي كنم جوابم را با گستاخي و بي احترامي مي دهد و از مهرباني من سوء استفاده مي كند و نمك مي خورد و نمكدان مي شكند . شما بگوييد چه كنم؟ ايا طريق مهر و محبت را رها سازم و همچون خود آنها بي رحم و خود پرست شوم و به فكر منافع خودم باشم ؟! استاد با لبخند گفت: وقتي كسي به ديگري محبت مي كند و در حق انسان هاي اطراف خودش مهرباني و شفقت به خرج مي دهد اين كار را فقط به خاطر انها انجام نمي دهد بلكه اولين فردي كه از اين عمل مهربانانه نفع مي برد خود شخص است كه احساسي آرام بخش و متعالي وجودش را فرا مي گيرد و بركت و شادي و عشق در وجود و زندگي او گسترش ميابد . اگر انها جواب محبت را با فريب و دغل مي دهند و از مهرباني تو سوء استفاده مي كنند تو هرگز نبايد فضاي پاك وارام و با صفاي دل خود را به خاطر افرادي اين چنيني تيره و تار كني. هر چه اطراف تو را فريب و نيرگ بيشتر فرا گرفت تو به خاطر خودت و به خاطر آرامش و تعالي روح و روان خودت عاشق تربمان و چراغ مهرباني را در دل خود خاموش نكن. در واقع به خاطر خودت هم كه شده هميشه عاشق بمان؟!![]()
رامسر عروس شهرهای ایران
مطالب جذاب در همه موارد
+ نوشته شده توسط سولماز در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387 و ساعت
17:6 |

