تبليغاتX
رامسر عروس شهرهای ایران

اين آمار رو كه مي بينيد  آخرين تحقيق دفتر امور اجتماعي وزارت كشور در زمينه فرار دختران هست و جالبترين نتيجه اينكه آمار دختران فراري در استان قم و استان سمنان از تهران بيشتره به طوري كه باعث تعجب همه شده كه بالاترين آمار دختران فراري متعلق به قم هست .

بر منكرش لعنت برادر .

صد البته دوست دختر نعمته و دوست دختر راستگو ديگه نعمت الهي ميشه . از ما كه گذشت ولي انشالله از اين نعمات الهي صد تا صد تا نصيبتون بشه. 

 به قول مارمولك:    من به نمايندگي از طرف خدا در اين محل  و همه محله ها ميگم برو حالتو ببر . هر كسي هم چيزي گفت بهش بگين برو ماستتو بخور.

به به , به به

نه كه ملت ما قهرمان پرش از موانع بلند مثل گراني , بيكاري , فقر وووو هستند اينه كه براي اينكه در زندگي روزمره هم يادشون نره كه جاده صاف و بدون ناهمواري نداريم براي خط عابر پياده هم مانع گذاشتن . حالا هي بگين اينها كاراشون هماهنگي و بار فرهنگي نداره .

بقیه عکسها در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی پروا در شنبه سی ام شهریور 1387 و ساعت 9:16 |
 

صورت ظريف و دراز و قالب دار:

فردي با اين حالت داراي شخصيت فعال و پر تحرك بوده و در كارهاي تحقيقاتي مي تواند مو ثر باشد.اين افراد غالبا گزينش كننده هستند و روابطشان با ديگران بسيار خوب و سازگار يافته است. در مكالمات تاثير گذار بوده و مخاطبين خود را به سهولت اغنا مي نمايند.در عشق بسيار تنوع مزاج بوده و پيوسته به دنبال عشق واقعي هستند و از اين كار لذت مي برند.

 

صورت گرد و گوشي:

انسان هايي دوست داشتني ودلنشين و خوشايند هستند. داراي نظم و انضباط خاصي در زندگي و كار خود بوده و شخصيت قابل اعتماد انها براي انجام هر كاري تحريك پذير است.بت وفا به عهد و پيمان پايبند هستند. در برخورد بسيار شوخ طبع و صاحب دل ها شمرده مي شوند

 

صورت چها گوش و مربع

 اين افراد غالبا انسان هايي پر كار و سياستمدار.تاجر. عالم و داراي استعداد هاي خلاق هستند و در زمينه هاي فكري و تئوري نيز كار آمد هستند. از فرمان برداري بي نها يت متنفرند. انسان هايي با اراده اند و سازگار با هر شرايطي بوده و مشكلات را به زودي فراموش مي كنند و خودرا براي ادامه كار با شرايط جديد وفق مي دهند.اين گروه از انسان ها در روان شناسي به مورچگان كارگر معروفند. در برابر انتقادات خونسرد بوده و تحمل مي كنند و اگر انتقاد درستي هم نشده باشد و ناراحت و مايوس گردند. حالت ياس و دلشكستگي خود را بروز نمي دهند مگر ان كه از آنها پرسيده شود

 

چهره بي مو

اين افراد زياد صحبت مي كنند و خود خواه هستند. دوست دارند با تحقير ديگران.نبوغ. استعداد و كارداني خود را به نمايش بگذارند. حرف هايشان خام و با تكيه بر گفته ها و دانش ديگران قدرشان را نمايش مي دهند.در كارهاي فكري و اجرايي خود را موفق مي دانند و با توجه و تكيه به زبر دستي شان در استفاده از دانش ديگران در كارهاي اجرايي موفق ديده مي شوند.

 

چهره بر افروخته

اين افراد غالبا خجالتي و كمرو هستند. در كارهاي فكري نبوغ داشته ولي روحيه شرمساري  انها را از بيان نظرات و دانش خود باز مي دارند. كم حرف بوده و قدرت تاثير گذاري را بر كسي ندارند.

 

چهره گندمگون

اين دسته از افراد داراي عقل و فراست و هوشياري بسيار بالايي بوده و كارهاي اجرايي و فكري را به خوبي اداره كرده و هدايت مي نمايد. براي اين كه تشويق گردند و روحيه و نيروي جديد براي كار نوين كسب كنند بدون احساس خستگي به نتيجه كار انديشيده و سريعا وظايف محموله را به انجام مي رسانند. در كارهاي فكري و اجرايي گويي يك قدم يا يك جلوتر هستند. از اين جهت انجام و كارها برايشان راحت مي باشد.

 

+ نوشته شده توسط سولماز در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 و ساعت 20:10 |
صرف فعل نشستن به گویش لری:
مو بنیشم
تونم بنیشی
اونم بنیشه
ما که بنیشیم
شمام که بنیشید
دیه جا نی اونا بنیشن

مداح: چراغ ها رو خاموش کنین ببرمتون کربلا, چراغ ها رو که روشن میکنن میبینه همه ساک به دست وایستادن, میگه شما ترکین؟ میگن نه, ما لریم, ترکا تو اتوبوسن

 

لين دوره المپيک لرها معروف به لرمپيک آغاز شد: 1-شنا با مانع 2-کشتي با اسب 3-پرش روي نيزه 4-شيرجه رو چمن 5-اسب سواري با الاغ 6-پرتاب اسب با نيزه 7-واترپلو با خورشت قيمه 8-اسکي روي ميخ 9-گاو بازي با شتر 10-پرش از چاه 11-پينگ پنگ ساحلي 12-شناي قورباقه از پهلو

 

هدف از آفرینش لرها : ۱- ایجاد رعب و وحشت در بین حیوانات ۲- ایجاد شادی بین انسانها ۳- روحیه دادن به ترکها !!

 پاسخ اپراتور موبايل در مركز بروجرد هنگامي كه مشترك در دسترس نيست: ًْمشترك مورد نظرنيسا. نه كه نيسا. هسا. دم دست نيسا

يك لر بعد از ۱۰ دقيقه از باجه تلفن بيرون مياد يه نفر ازش ميپرسه سالم بود ميگه آره فقط آفتابه نداشت

به رشتیه میگن زنتو با ماشین بردن میگه : اوووووووو! اینا بنزین از کجا میارن؟؟

 ماه مبارک رمضـان بر همه ي مـسلمين جهـان مـبارک باد حتي تو عزيزم که اصلاْ روزه نمي گيري!!!

خبر فوري: هنوز کنکور در قزوين ادامه دارد، به گزارش بي بي سي هنوز داوطلبين جرأت نکردن دفترچه سولات را از روي زمين بر دارند

 

به قزوينيه مگن وصيتت چيه؟ ميگه؟بعد از مرگم بسوزونيدم خاكسترمو پودر بچه كنيد

 

به ژاپنیه میگن رفتی قزوین گردش قزوینو چجوری دیدی؟ میگه ناشی باشی تاشی توشه

 

چند تا توله سگ برای باباشون تولد می گیرن روی کیک می نویسن: پدرسگ! تولدت مبارک!

 

داش سام عليك
با اجازت روغن ماشينتو خالي كردم به جاش خون جيگرمو ريختم تا هر وقت استارت زدي به عشقت بسوزم
ذت زياد !!

غضنفر ميره دستشويي هرچي زور زد آروغ ميزد به خودش ميگه : نكنه برعكس نشستم

 

«سازمان تبليغات اسلامي آمريكا اعلام كرد:
جمعه ها مراسم نوحه خواني شهد
اي 11 سپتامبر برگزار مي شود.
مكان:مهديه واشنگتن با حضور مداح اهل حال:حاج مايكل جكسون و حاجيه جنيفر لوپز
هيئت رزمندگان غرب تگزاس

یه روز چرچیل داشته از یه کوچه باریکی که فقط امکان عبور یه نفر رو داشته رد می شده،ه از روبرو یکی از رقبای سیاسی زخم خورده اش می رسه… بعد از اینکه کمی تو چشم هم نگاه می کنن… رقیبه می گه من هیچ وقت خودم رو کج نمی کنم تا یه آدم احمق از کنار من عبور کنه… چرچیل در حالیکه خودش رو کج می کرده… می گه ولی من این کار رو می کنم

معتاده به دختره متلک میگه :

چشاش بیشت

لباش بیشت

تیپش بیشت

دختره برگشت و گفت گم شو آشغال

معتاده گفت : انژباط شفر

 

 لبخند ارزانترين راهي است كه مي توان توسط آن نگاه را وسعت داد

 

غضنفر جوراب مي خره براش بزرگ بوده جلوش پنبه ميذاره

 

ويژگيهاي پسران با کلاس 1. برداشتن ابرو به مقدار کافي 2. کشيدن سيگار به همراه چوب سيگار 3. بحث در مورد انتخابات رياست جمهوري امريکا 4. نگرفتن ناخن هاي انگشتان دست 5 . بي اطلاعي از تماشاي برنامه هاي تلويزيوني 6. گوش دادن موسيقي بدون کلام 7. نوشيدن نوشابه هاي انرژي زا 8 . اظهار عدم تمايل به ازدواج 9. تظاهر به عصبي بودن

 

زيبا ترين غروب : غروب عاشقان......زيبا ترين سنگ : دل يار. زيبا ترين مايع : اشك .....زيبا ترين ناله :آه....زيبا ترين دوست : قلب (تو) زيبا ترين كلام دوستت دارم

 

قلب من در شهر چشمان تو جا مانده است قدر يك شب هم شده از آن پرستاري كني

كنار دریا نشسته بودم و از غم دوریت آرام گريه مي كردم قطره اي از اشكم به دريا افتاد، تا زماني كه آن قطره اشك را پيدا كنم دوستت دارم

 

 

 

چشماتو ببند

...

بستی؟

...

حالا باز کن

...

باز کردی؟

...

چقدر طول کشید؟

 

همین قدر هم نمی تونم دوریتو تحمل کنم!

 

یه هیزم شکن وقتی خسته میشه که تبرش کُند بشه!

نه این که هیزمش زیاد باشه . تبر ما انسانها باورهامونه نه آرزوهامون

 

سه تا فرشته مهربون تو دنیا هست،

اولیش به کبوترهای عاشق دونه می ده،

دومیش به آدمای عاشق کمک می کنه،

و سومیش که من عاشقشم داره این SMS رومی خونه!

 

 

سیب یعنی که تو زیبا هستی    تو رباینده دلها هستی

سیب یعنی اثر بوسه ای ناز روی لبهای ترک دار نیاز

سیب یک واژه تو خالی نیست    پر عطر است گل قالی نیست

در بن بست هم راه آسمان باز است، پرواز را بیاموز

 

باهات نبودم ، برات که بودم
اگه چشمات نبودم ، نگات که بودم
حرفت نبودم ،‌صدات که بودم
هیچی هم که نبودم یه یادت که بودم
پس تو هم یادم کن

 

کسی چون تو مرا غریب و تنها نگذاشت

 

+ نوشته شده توسط سولماز در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 و ساعت 18:36 |

بقیه عکسها در ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی پروا در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 و ساعت 16:58 |

زني با لباسهاي کهنه و مندرس و نگاهي مغموم وارد خواروبار فروشي محله شد كه نسبتا شلوغ بود و با فروتني از صاحب مغازه خواست کمي خواروبار به او بدهد. به نرمي گفت شوهرش بيمار است و نميتواند کار کند و شش بچه شان بي غذا مانده اند.
جان هاوس، صاحب همان خواربار فروشي با بي اعتنايي، محلش نگذاشت و با حالت بدي خواست كه او از مغازه بيرون رود !
زن نيازمند در حالي که اصرار ميکرد گفت آقا شما را به خدا ، به محض اين که بتوانم پولتان را مي آورم . جان گفت نسيه نمي دهد.
مشتري ديگري که کنار پيشخوان ايستاده بود و گفت و گوي آن دو را ميشنيد به مغازه دار گفت :
ببين خانم چه مي خواهد، خريد اين خانم با من !
خواربار فروش با تمسخرگفت
: لازم نيست، به حساب خودم. ليست خريدت کو ؟
لوئيز يا همان زن نيازمند گفت
: اينجاست !
خواربار فروش با صدايي كنايه دار اضافه كرد: ليست را بگذار روي ترازو. به اندازه وزنش، هر چه خواستي ببر.
لوئيز با خجالت يک لحظه مکث کرد، از کيفش تکه کاغذي در ‏آورد، و چيزي رويش نوشت و ‏‏آن را روي کفه ترازو گذاشت. همه با تعجب ديدند کفه ي ترازو پايين رفت!!
خواروبار فروش باورش نشد. مشتري از سر رضايت خنديد.
مغازه دار با ناباوري شروع به گذاشتن جنس در کفه ي ترازو کرد. کفه ي ترازو برابر نشد، آن قدر چيز گذاشت تا کفه ها برابر شدند !
در اين وقت خواروبار فروش با تعجب و دل خوري تکه کاغذ را برداشت ببيند روي آن چه نوشته شده است !
کاغذ، ليست خريد نبود، بلكه دعاي زن بود که نوشته بود :
اي خداي عزيزم، تو از نياز من با خبري، خودت آن را بر آورده ساز !
مغازه دار با بهت جنس ها را به لوئيز داد و همان جا ساکت و متحير خشکش زد، لوئيز خداحافظي کرد و رفت.

دهنده بي منت، فقط الله است و بس !

+ نوشته شده توسط مهدی پروا در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 و ساعت 16:9 |

مرتفع ترين پايتخت جهان

مرتفع ترين پايتخت جهان، شهر لاپاز، در بوليوي است.
اين شهر 12 هزار پا از سطح دريا ارتفاع دارد.


بلندترين صداي جهان

بلندترين صداي جهان، صداي گردش زمين به دور خودش مي باشد
و آنقدر شديد است که اگر ما بشنويم فورآ خواهيم مرد.


زيباترين و بلندترين ساختمانها

ساختمان هاي شهر نيويورک در کشور آمريکا،
زيباترين و بلندترين ساختمان هاي جهان معرفي شده اند.


بلندترين کوه هاي جهان

عموما فکر مي شود که بلندترين کوه هاي جهان در تبت قرار دارد . ولي اگر خاطرات مسافران به قطب جنوب بررسي شود، آنان از کوه هايي صحبت کرده اند که بسيار بلندتر از اورست است .


بلندترين بادگير

بلندترين بادگير در ايران در شهرستان ابرکوه در استان يزد قرار دارد. اين بادگير زيبا به صورت يک بادگير بزرگ در پايين و يک بادگير کوچکتر برروي آن مي باشد.
اين بادگير در خانه آقازاده قرار دارد و مربوط به عصر قاجار مي باشد.


بلندترين جرثقيل سيار

جرثقيل 810 تني مارک "روزن کرانزک 10001" بلندترين جرثقيل سيار در جهان است.
قدرت بالابري ( حداکثر وزن بار ) آن 984 تن و طول بازوي متحرک آن 202 متر است.


بلندترين طناب

براي مسابقات طناب کشي که در جشنواره سالانه ناهاسيتي ( در اوکيناواي ژاپن ) در اکتبر 1995 برگزار شد، طنابي به طول 172 متر و قطر 1/54 متر از الياف گياه برنج تهيه گرديد.
وزن اين طناب عظيم الجثه 26/73 تن بود.


بلندترين مجتمع آپارتماني

ساختمان 100 طبقه موسوم به جان هنکاک سنتر در شهر شيکاگو، با 343/5 متر ارتفاع، بلندترين مجتمع آپارتماني در جهان به شمار مي رود.


بلندترين ساختمان بانک

ساختمان 72 طبقه فرست بانک تاور (First Bank Tower)
بانک مونترال در شهر تورنتو در کانادا با 284/98 متر ارتفاع، بلندترين ساختمان بانک در دنيا است.


بلندترين شمع

بلندترين شمع جهان در نمايشگاه استکهلم در سال 1897 به نمايش گذاشته شد
که ارتفاعش 24/38 متر و قطرش 2/59 متر بود.

+ نوشته شده توسط مهدی پروا در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 و ساعت 12:49 |

اظاهري آراسته داشته باشيد              

تميز و مرتب باشيد، هماهنگي و پاكيزگي شما، ناخودآگاه شما را جذاب مي‌كند. بعضي از افراد براساس تصوري اشتباه براي جذاب شدن به زحمت زيادي مي‌افتند و خود را به شكل‌هاي عجيب و غريبي درست مي‌كنند. مهمترين مسئله اين است كه مرتب و هماهنگ و در عين حال ساده باشيد. نامرتب بودن حتي حرفهاي قشنگ‌، مثبت و تأثيرگذار شما را ضايع مي‌كند. فرزندي كه هميشه پدر و مادر خود را آراسته و با ظاهري مرتب مي‌بيند، ظاهر آراسته فرد ناآشنا او را نمي‌فريبد. چون ممكن است جذب ظاهر آراسته كسي شوند كه تأثير منفي او از اثرات مثبتش به مراتب بيشتر باشد
     

۲ بيشتر سكوت كنيد

غالباً افراد به اشتباه براي اين كه جذاب‌تر شوند، بيشتر شلوغ مي‌كنند و به خطا مي‌روند. سكوت‌، يك تأثير ذهني و رواني بسيار قوي مي‌گذارد. در سكوت‌، فرد پيرامون خود خلاء ايجاد مي‌كند و هر خلايي‌، جذب را سبب مي‌شود. آنها كه بيشتر صحبت مي‌كنند و كمتر مي‌شنوند از جذابيت خود مي‌كاهند، حال آن كه سكوت و گوش دادن بيشتر به واقع شما را عاقل‌تر و قابل اطمينان‌تر معرفي مي‌كند و اين زمينه‌اي مساعد براي صميميت بيشتر است‌. سكوتي سرشار از اعتماد به نفس سرچشمه صميميت است‌

 ۳نرم و ملايم سخن بگوييد:

هنگامي كه نرم و ملايم صحبت مي‌كنيد افراد را جذب خود مي‌كنيد و به راحتي مي‌توانيد بر روي آنها تأثير بگذاريد. آدم‌هاي خشن و داد و بيدادي افراد مناسبي براي اطمينان كردن‌، نيستند

۴ زياد شوخي نكنيد اما بسيار تبسم كنيد:
شوخي فراوان از انرژي ذهني و جذابيت شما مي‌كاهد چرا كه شوخي فراوان به تدريج مرزهاي لازم بين افراد را از بين مي‌برد متبسم باشيد كه تبسم به چهره شما جذابيتي عميق و ژرف مي‌بخشد. در تبسم‌، سنگيني و متانت و جذابيت است‌.

۵ قاطعيت يعني جذابيت‌:

كساني كه شخصيت قاطعي دارند و هدفها و ارزش‌هاي معيني دارند، بي‌استثنأ مي‌توانند افراد جذابي باشند. زيرا شخصيت‌هايي جذاب و تأثيرگذارند كه بسيار مصمم هستند و اعتماد به نفس دارند. به دنبال اهداف مشخصي بودن و به آنها رسيدن اعتماد به نفس زيادي به ارمغان مي‌آورد و جذابيت از وجود چنين شخصي موج مي‌زند

+ نوشته شده توسط سولماز در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 و ساعت 22:1 |
به دريا بزن قايقت ميشوم . حقيرم ولي لايقت مي شوم . من عاشق شدن رو بلد نيستم . تو يادم بده عاشقت ميشوم
+ نوشته شده توسط سولماز در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 و ساعت 20:35 |

1- سعي كنيد هنگام تردد در راهروهاي اداره هميشه پرونده زير بغل داشته باشيد:
به اين ترتيب به نظر، كارمند سختكوشي مي‌‌رسيد كه قرار است در جلسه مهمي شركت كند. كساني كه دستخالي اين طرف و آن طرف مي‌‌روند عاطل و باطل به نظر مي‌‌رسند و تصور عموم از كساني كه «روزنامه» زير بغل دارند اين است كه از زير كار در مي‌‌روند و به جاي آن وقت خود را صرف خواندن روزنامه و حل جداولش مي‌‌كنند.

2- براي اين كه به نظر برسد سرتان شلوغ است:
از رايانه استفاده كنيد. استفاده از رايانه درنگاه خيلي از كساني كه چشمشان به شما مي‌افتد مترادف «كار» است در حالي كه شما مي‌‌توانيد فرصت را مغتنم شمرده و ايميل‌هاي شخصي خود را دريافت و ارسال نماييد، چت كنيد، در مورد موضوعات مورد علاقه خود search نماييد، وبلاگ‌ها و سايت‌هاي مورد علاقه خود را نگاه كنيد و بدون اينكه ذره‌اي كار انجام داده باش?د حسابي خوش بگذرانيد و اگر زماني توسط رييس‌تان گير افتاديد (كه حتما گير مي‌افتيد) بهترين دفاع اين است كه ادعا كنيد در حال يادگيري نرم‌افزار جديدي هستيد كه به نوعي به كارتان مرتبط است.

3- ميز كارتان را به هم بريزيد:
اطراف خودتان را حسابي با اسناد، جزوات و اوراق پركنيد. در نگاه افراد حجم كاري كه ديده مي‌‌شود مهم است.
 اگر مي‌‌دانيد قرار است كسي در دفتر كارتان در مورد كارش با شما ديدار داشته باشد اسناد و مدارك مربوط به او را در ميان اوراق خود گم وگور كنيد و بعد در حضور او دنبالشان بگرديد.

4- از منشي تلفني استفاده كنيد و حتي‌المقدور به تماس‌ها پاسخ ندهيد:
افراد براي اين كه چيزي به شما بدهند با شما تماس نمي‌‌گيرند، آنها تماس مي‌‌گيرند تا شما براي‌شان كاري انجام دهيد و فقط بلدند براي شما دردسر بسازند و اين منصفانه نيست!!!!

5- ظاهري آشفته و پريشان داشته باشيد:
ظاهر پريشان شما رييس‌تان را متقاعد مي‌‌كند كه سر شما حسابي شلوغ است.

6- كاري كنيد كه به نظر برسد تا ديروقت كار مي‌‌كنيد:
هميشه دير دفتر را ترك كنيد به خصوص زماني كه رييس‌تان در اداره است.
 مي‌‌توانيد از اين فرصت براي خواندن مجلات، كتاب‌ها و سرگرمي‌هاي اين چنيني كه هميشه قصد مطالعه‌شان را داشتيد ولي فرصت نكرده‌ايد استفاده كنيد.

7- آه بكشيد:
زماني كه افراد زيادي اطرافتان هستند وانمود كنيد داريد به سختي كار مي‌‌كنيد و بعد با صداي بلند طوري كه همه بشنوند آه بكشيد. تصور حجم بالاي كاري كه داريد انجام مي‌‌دهيد آنها را تحت تاثير قرار خواهد داد.

+ نوشته شده توسط مهدی پروا در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 و ساعت 8:49 |
پس از ساعتها تحقیق ، برنامه روزانه ملتهای مختلف به شرح زير اعلام می شود :

امريکا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت استراحت ، 2 ساعت ماندن در ترافيک ، 2 ساعت تفريح ناسالم ، 2 ساعت تماشای تلويزيون ، 2 ساعت کار با اينترنت

فرانسه : 8 ساعت کار ، 6 ساعت استراحت ، 2 ساعت قدم زدن در خيابان ، 4 ساعت کتاب خواندن ، 2 ساعت حرف زدن عليه تلويزيون ، 2 ساعت خنديدن

ايتاليا : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 4 ساعت غذا خوردن ، 6 ساعت حرف زدن ، 2ساعت خيابان گردی

آلمان : 8 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 2 ساعت اضافه کار ، 2 ساعت تماشای مسابقات تلويزِيونی ، 2 ساعت مطالعه ، 2 ساعت فکر کردن به خودکشی

کوبا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت تفريح ، 4 ساعت خواب ، 4 ساعت گوش کردن به سخنرانی کاسترو

عربستان سعودی : 8 ساعت تفريح همراه با کار ، 6 ساعت تفريح همراه با خريد در خيابان ، 10 ساعت خواب

مصر : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 8 ساعت کشيدن قليان ، 2 ساعت گوش کردن به ام کلثوم ، 2 ساعت حرف زدن در مورد گذشته

هندوستان : 8 ساعت جستجوی کار ، 6 ساعت خواب ، 6 ساعت تماشای فيلم ، 2 ساعت جستجو برای محل خواب ، 2 ساعت برای رد شدن از خيابان

پاکستان : 4 ساعت کار غير مجاز ، 8 ساعت خواب در حين کودتا ، 8 ساعت اعتراض عليه کودتا ، 4 ساعت فرا ر از دست پليس

ايران : 8 ساعت خواب ، 8 ساعت استراحت ، 2 ساعت حرکت در ترافيک ، 1 ساعت کار ،3 ساعت بحث در مورد گذران اوقات فراغت ، 2 ساعت بحث در مورد فوتبال!
+ نوشته شده توسط مهدی پروا در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 و ساعت 16:43 |




بقیه رو در ادامه مطلب ببینید
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی پروا در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 و ساعت 16:39 |


مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها درباره موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند.

وقتی به موضوع "خدا " رسیدند. آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد.

مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟

آرایشگر جواب داد: کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. به من بگو، اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا می شد؟ اگر خدا وجود می داشت، نباید درد و رنجی وجود داشته باشد. نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیزها وجود داشته باشد.

مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد، چون نمی خواست جر و بحث کند. آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. به محض این که از آرایشگاه بیرون آمد، در خیابان مردی دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده. ظاهرش کثیف و ژولیده بود.

مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: می دانی چیست، به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند. آرایشگر با تعجب گفت: چرا چنین حرفی می زنی؟ من این جا هستم، من آرایشگرم. من همین الان موهای تو را کوتاه کردم.

مشتری با اعتراض گفت: نه! آرایشگرها وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش بلند و اصلاح نکرده پیدا نمی شد.

آرایشگر جواب داد: نه بابا، آرایشگرها وجود دارند! موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند.

مشتری تائید کرد: دقیقاً ! نکته همین است. خدا هم وجود دارد ! فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.

 
 
  راستي ! چرا يافتن خدا براي خيلي از ماها اينقدر دشوار است ؟
  
شايد جواب اين سوال در اين جمله باشد كه :
   
  زيرا ما بدنبال چيزي هستيم كه هرگز آنرا گم نكرده ايم ...!
+ نوشته شده توسط مهدی پروا در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 و ساعت 11:54 |
واقعا زیباست نبینی ضرر کردی





ادامه عکسها در ادامه مطالب
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی پروا در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 و ساعت 11:28 |
توصیه می کنم زیر 18- نبینن





بقیه عکسها در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی پروا در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 و ساعت 11:0 |
می خواهم فاحشه بشوم...
مسلما این موضوع انشاء برای هزارمین بار – اگر نه بیشتر – تکرار شده ، فقط برای اینکه تغییری ایجاد بشود موضوع را این جوری پای تخته نوشتم " می خواهید در آینده چه کاره بشوید . الگوی شما چه کسی است ؟ " و برایشان توضیح دادم الگو یعنی اینکه چه کسی باعث شده شما تصمیم بگیرید این شغل را انتخاب کنید . انشاء ها هم تقریبا همان هایی هستند که هزار ها بار تکرار شده اند ، با این تفاوت که چند تا شغل جدید به آن ها اضافه شده " مهندس هوا و فضا " ، " پدرم می گوید الان ام وی ام بهترین رشته ی دنیا است و خیلی پول دارد – منظورش MBA است " " دوست دارم مهندسی اتم بخوانم ولی پدرم دوست ندارد می گوید اگر آشپزی بخوانم بیشتر به دردم می خورد " و ... .
ولی اعتراف می کنم از همه تکان دهنده تر این یکی است " می خواهم فاحشه بشوم " شاید اولین باراست که یک دختر بچه ده ساله چنین شغلی را انتخاب کرده .
" خوب نمی دانم که فاحشه ها چه کار می کنند ... ( معلومه که نمی دانی ) ولی به نظرم شغل خوبی است . خانم همسایه ما فاحشه است .این را مامان گفت . تا پارسال دلم می خواست مثل مادرم پرستار بشوم . پدرم همیشه مخالف است . حتی مامان هم دیگر کار نمی کند .من هم پشیمان شدم . شاید اگر مامان هم مثل خانم همسایه بشود بهتر باشد او همیشه مرتب است . ناخن هایش لاک دارند و همیشه لباس های قشنگ می پوشد . ولی مامان همیشه معمولی است . مامان خانم همسایه را دوست ندارد . بابا هم پیش مامان می گوید خانم خوبی نیست . ولی یک بار که از مدرسه بر می گشتم بابا از خانه آن خانم بیرون آمد . گفت ازش سوال کاری داشته . بابای من ساختمان می سازد . مهندس است . ازش پرسیدم یعنی فاحشه ها هم کارشان شبیه مهندس های ساختمان است ؟ خانم همسایه هنوز دم در بود . فقط کله اش را می دیدم . بابا یکی زد در گوشم ولی جوابم را نداد . من که نفهمیدم چرا کتکم زد . بعد من را فرستاد تو و در را بست .
... من برای این دوست دارم فاحشه بشوم چون فکر می کنم آدم های مهمی هستند . مامان همیشه می گوید که مردها به زن ها احترام نمی گذراند .ولی مرد ها همیشه به خانم همسایه احترام می گذارند مثلا همین بابای من . زن ها هم همیشه با تعجب نگاهش می کنند ، شاید حسودی شان می شود چون مامانم می گوید زنها خیلی به هم حسودی می کنند . خانم همسایه خیلی آدم مهمی است . آدم های زیادی به خانه اش می آیند . همه شان مرد هستند . برای من خیلی عجیب است که یک زن رئیس این همه مرد باشد . بعضی هایشان چند بار می آیند . بعضی وقت ها هم این قدر سرش شلوغ است که جلسه هایش را آخر شب ها تو خانه اش برگزار می کند . همکار هایش اینقدر دوستش دارند که برایش تولد گرفتند . من پشت در بودم که یکی از آنها بهش گفت تولدت مبارک . بابا می خواست من را ببرد پارک ، بهش گفتم امروز تولد خانم همسایه است . گفت می داند . آن روز من تصمیم گرفتم فاحشه بشوم چون بابا تولد مامان را هیچ وقت یادش نمی ماند .
تازه خانم همسایه خیلی پول در می آورد . زود زود ماشین هایش را عوض می کند . فکر کنم چند تا هم راننده داشته باشد که می آیند دنبالش . این ور و آن ور می برند .
من هنوز با مامان و بابا راجع به این موضوع صحبت نکردم . امیدوارم بابا مثل کار مامان با کار من هم مخالفت نکند "
+ نوشته شده توسط مهدی پروا در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 و ساعت 11:4 |

دلم می خواد واست بمیرم... اما حیف که پهلوانان نمی میرند! hee hee

 

به حیف نون میگن تو که روزه نمی گیری، چرا سحری می خوری؟ می گه نماز که نخونم،... روزه که نگیرم... سحری هم نخورم؟ بابا مگه من کافرم؟ whistling oh go on

 

 چرخه زندگی مردها:
بچگی:
م.ذ: مامان ذلیل
جوانی:
د.ذ: دوست دختر ذلیل
میان سالی:
ز.ذ: زن ذلیل
پیری:
ب.ذ: بچه ذلیل
مرگ:
ذ.م: ذلیل مرده!
rolling on the floor

 

 کار سره بذاره رو یكی آدم می ده حال كلی
زور نزن! از آخر بخون!
silly

 

ای بابا! هر شب من باید عین منگ ها با SMS بیدارت کنم؟ خوب مثل بچه آدم موبایلتو خاموش کن دیگه! tongue

 

حیف نون با گوسفنداش لج می کنه، می بردشون زمین چمن مصنوعی!big grin

 

حیف نون داشته دعا می کرده: خدایا منو نیامرز!
ازش می پرسن چرا این جوری دعا می کنی؟ می گه دارم شکسته نفسی می کنم!
smug party

 

 توجه! توجه!
...
...
...
از توجهت متشکرم!
oh go on

 

حیف نون رنگ می زنه ثبت احوال، می گه ببخشید اونجا ثبت احواله؟ می گن بله... می گه من امروز حالم خوبه، لطفا ثبتش کنید. drooling hee hee

 

ببخشید لنگه كفش من خونه تون جا نمونده؟
امضا: سیندرلا
...
...
(طرح پیدا كردن شوهر برای دختران دم بخت)
party  big hug

 

به حیف نون میگن فعل خوردن رو صرف کن. میگه: میل ندارم، صرف شده، نوش جان، چشم!day dreaming

 

تف به این زندگی
تف به نامردی
تف به دلتنگی
تف به جدایی
...
تف برسون، تفم تموم شد!
laughing  rolling on the floor

 

پیرزنه 200 سال عمر کرده بود، بهش می گن: مادر! تو این سن چه آرزویی داری؟ می گه: ننه 6 سال دیگه عمر کنم بشم 206 جوونا بیفتن دنبالم!thumbs up

 

 باتوجه به تفاوت نرخ Sms فارسی and engelisi اين sms
Only for
گیج نمودن
Computere
مخابرات
درتشخيص هزينه اين sms
ارسال شده است و ارزش digari ندارد.
cool

 

 دوستت دارم
...
...
به اندازه تمام مدال های المپیک ایران!
liar

 

 اگه تو بامن باشی، چراغ خونم باشی...
...
...
آنقدر روشن خاموشت می کنم تا بسوزی!
laughing

 

گرمی دستانت، سرخی لبهات، تپش قلبت، نرمی صدات...
...
...
همش مال فشار خونه! برو دکتر!
big grin

 

 اگه تونستی شصت پات رو تو دماغت بکنی، یا تونستی با دنده عقب جلو بری، یا اینکه ایستاده بدویی...
...
...
اون موقع می تونی بگی من با اس ام اس سر کار نمی رم!
cowboy

 

ده تا لر داشتن غذا می خوردند...
یکی از آنها میترکه!
نه نفره دیگه میگن خوش به حالش سیر شد!!! 

 

 

 

پيره مرده به پيره زنه ميگه جيگرت رو بخورم...

 


پيره زنه ميگه: برو بابا تو كه دندون نداري !!!
feeling beat up

 

 

 

مي دوني چرا زن هاي عرب مايه دارند؟
.
.
.
چون دست به معامله هاي گنده مي زنن!!!
hee hee

 

 

يه بار يه قزوينيه تو صف آخر نماز جمعه وايساده بوده...

تو ركعت آخر يه كم از بقيه زودتر پا ميشه بعد ميگه:

خدايا من به خاطر اين 2 ركعت نماز سزاوار اين همه نعمتم؟!!!
not worthy  oh go on

 

يدفه غضنفر ميميره،...
اعلاميه فوتشو ميزنن به درو ديوار اردبيل همه ملت ميرن بهش راي ميدن!!!
worried laughing

 

تركه اسم پيغمبر(ص) يادش ميره، ميگه: بر جمال پاك پدر خانم حضرت علي(ع) صلوات!!! drooling

 

تحقيقات نشون داده اصفهانيها فقط در 22 روز سال رشد مي کنند:

(دهه اول محرم + 12روز اول عيد)
dancing

 

اگه ديدي بچه اي كنار يك روزنامه نشسته و روزنامه زرد شده...

بدون كار بچه نيست، تبليغ ايرانسله!!!
whistling

 

الهي شمع بشي پروانه شم دورت بگردم بعدش فوتت كنم خاموش بشي هرهر بخندم!!!oh go on
+ نوشته شده توسط مهدی پروا در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 و ساعت 10:41 |


نمی توانی جلوی پریدن آنها را بگیری، اما می توانی خودت را از گزند حفظ کنی



یا چتر حجاب را برسر بکش، یا به تو هجوم خواهند آورد!!
+ نوشته شده توسط مهدی پروا در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 و ساعت 10:1 |
مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت در بين كار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا
 
صورت گرفت .
 
آرايشگر گفت:من باور نميكنم خدا وجود داشته با شد
 
مشتري پرسيد :چرا؟
 
آرايشگر گفت : كافيست به خيابان بروی و ببيني .مگر ميشود با وجود خداي مهربان
 
اينهمه مريضي و درد و رنج وجود داشته باشد؟
 
مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت .به محض اينكه از آرايشگاه بيرون آمد
 
مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و كثيف با سرعت به آرايشگاه برگشت و به
 
آرايشگر گفت :مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند!!!!!!!!!!!
 
مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟من اينجاهستم و همين الان موهاي تو را
 
مرتب كردم!!!!!
 
مشتري با اعتراض گفت :پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند
 
آرایشگر گفت :"آرايشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميكنند
 
مشتري گفت دقيقا همين است
 
خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نميكنند!
 
براي همين است كه اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد

+ نوشته شده توسط مهدی پروا در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 و ساعت 9:49 |
 شرایط خواستگاری به تفکیک محل زندگی

 

 

 -1در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرایط عبارتند از:

 

*داشتن باشگاه بدنسازی

 

*داشتن حداقل یک مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران

 

*داشتن عکس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی

 

*بازگرداندن کمک های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!!

 

*نکته:در صورتی که عضلات شکم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز(

 

 -2شهر تبریز از استان آذربایجان غربی.شرایط عبارتند از:

 

*تلفظ حرف ق

 

*ادای کلمات قلقلک و قوز بالای قوز بدون کوچکترین اشتباه!

 

*دانستن جواب مسئله 2×2 از لحاظ مختلف

 

*بلد بودن جوک های متعدد درباره بچه های تهران

 

*داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به کمر و منفجر کردن کامیون حامل جوک های صادراتی تبریز به استان های همجوار.

 

3- شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان.شرایط عبارتند از:

 

*توانایی قورت دادن سه کیلو تریاک

 

*توانایی عبور 20 کیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی

 

*داشتن مزرعه خشخاش

 

*آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاکستانی

 

*داشتن کپی کارت ملی و رسید آزادی حداقل 10 گروگان

 

*دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور!

 

ادامه شرایط خواستگاری در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی پروا در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت 11:33 |
تصور کنید: برنامه ملاقات شما به خوبی پیش رفته است، و او شما را برای صرف آخرین نوشیدنی به منزلش دعوت کرده. شما وارد می شوید، کفش هایتان را از پا در می آورید و آنگاه عطر جوراب هایتان در تمام فضای اتاق پخش می شود. امیدوارید که او متوجه نشود؟

آرزوی خوبی است، اما باید بدانید زمانی که نوبت به موارد بهداشتی و نگهداری از بدن می رسد، خانم ها متوجه همه چیز می شوند. و از آنجایی که بیشترین میزان توجه آنها در انتخاب همسر مناسب به مواردی نظیر بو، و بهداشت بر می گردد، جوراب های کثیف و یا ناخن های نا مرتب می توانند به راحتی رابطه شما دو نفر را بر هم زنند.

در این قسمی لیستی از اعضایی که آقایون معمولا به این دلیل که تصور می کنند خانم ها به آن قسمت ها اهمیت نمی دهند، آنها را تمیز نکرده و مراقبت های لازم را در موردشان انجام نمی دهند، را برایتان آورده ایم. امیدواریم پس از مطالعه لیست زیر، جزء افرادی باشید که از این نقاط مراقبت کافی می کنند و اهمیت آن را می دانند.

1- ابرو

او انتظار ندارد که ابروهای شما همانند خودش کاملا دارای فرم باشد، اما ابروهای پر و در هم و بر هم نیز، چیزی نیست که او انتظار دیدنش را داشته باشد.

در این مورد چه کنید: اگر شما جز آن دسته از مردهایی هستید که ابروهای پری دارند، باید درست کاری را انجام دهید که خانم ها انجام می دهند: ابروهایتان را بردارید. فقط کافی است موهای بین دو ابرو را بردارید (فقط موهایی که وسط دو ابرو قرار دارند). البته اگر قصد دارید موهای بیشتری را بردارید، بهتر است نزد یک آرایشگر بروید تا او این کار را برایتان انجام دهد.

2- ناخن

دستان شما نقطه ای هستند که مطالب بسیاری در مورد نظافت و بهداشت شخصی شما را در اختیار او قرار می دهند. پس اجازه ندهید تا ناخن های چرک و کثیف شما را از دور خارج کنند.

در این مورد چه کنید: لازم نیست هر هفته مانیکور کنید تا ناخن هایتان فرم داشته باشند، بلکه فقط کافیست از داروخانه یک عدد سوهان خریداری نمایید و سختی ها و لبه های تیز آنرا صاف کنید. هیچ خانم دوست ندارد، کسی او را با ناخن های بد فرم و ناصاف در آغوش بگیرد.

3- پوست

هیچ خانمی نمی تواند از لمس کردن پوست لطیف و صاف اجتناب کند. آیا این دلیل کافی نیست تا شما را ترغیب به داشتن پوستی لطیف و شاداب نماید؟

در این مورد چه کنید: خانم ها به وسیله کرم های نرم و مرطوب کننده با خشکی پوست در سرما مبارزه می کنند، آقایون اغلب این کار را انجام نمی دهند. لازم نیست موشک هوا کنید؛ فقط یک قوطی نرم کننده (ترجیحا بدون بو) خریداری کنید و آنرا مرتبا بر روی پوست خود بمالید تا خشکی ها از بین بروند. افرادی که پوست های چربی دارند، باید نمونه هایی را خریداری کنند که بدون روغن (oil free) باشند، به این ترتیب مشکلاتان به اسانی حل خواهد شد.

4- پا

ترک پا، قارچ های موضعی، ناخن ها بلند انگشت های پا، و بوی بد آن می تواند به راحتی او را از برقراری رابطه با شما منصرف کند. متاسفانه زمانی که شما کفش هایتان را در می آورید اولین چیزی که یک خانم به آن توجه می کند، همین موارد هستند. اگر نتوانید از این قسمت پنهان بدن خود به خوبی مراقبت کنید، او ممکن است تصور می کند که توانایی مراقبت و نگهداری از سایر اعضای مخفی را نیز ندارید.

در این مورد چه کنید: اگر پودرها و پمادهای روی میز جواب نمی دهند باید با یک پزشک در این مورد مشورت کنید.

5- موی بینی/ گوش

من موی گوش و بینی یک مرد را با سبیل های بلند و نمایان یک خانم برابر می دانم. یک خانم برای از بین بردن سبیل ها، آنها را موم می اندازد، دکولوره می کند و هر کار دیگری که از دستش بر آید در این زمینه انجام می دهد. آیا شما نیز نباید همین کار را انجام دهید؟

در این مورد چه می کنید: در این قسمت یک راهنمای ساده وجود دارد که باید آنرا اجرا کنید: زمانی که موهای گوش و یا بینی آنقدر بزرگ شده باشند که از سوراخ ها بیرون بزنند، باید نسبت به کوتاه کردن آنها اقدام کنید.

6- دندان

لبخندی با دندان های درخشان تحت هر شرایطی همه چیز را به نفع شما بر می گرداند. دندان های لکه دار، زرد، و پلاک دار او را به راحتی به سمت دیگری منحرف میکند.

در این مورد چه کنید: اگر مشکلات دندان هایتان بیش از اندازه حاد شده باید، نزد دندانپزشک بروید؛ اما اگر هنوز به این مرحله نرسیده اید، بهتر است یک خمیر دندان سفید کننده و دهان شویه خریداری کنید. البته باید اشاره کنم که استفاده کردن از آنها را نیز از یاد نبرید.

7- کمر

کمر شما شهوت انگیزترین نقطه بدنتان است، البته نه زمانی که پر است از جوش و موهای زائد.

در این مورد چه کنید: اگر مشکل شما جوش های غرور است، از کرم و یا لوسیون های پاک کننده استفاده کنید. در مورد موها هم اگر مقدار آنها کم باشد اصلا مسئله ای نیست، تا به حال کمی مو هیچ کس را اذیت نکرده اما اگر مقدار آن بیش از حد نرمال است باید به سالن زیبایی بروید و آنها را اپیلاسیون کنید .
+ نوشته شده توسط مهدی پروا در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت 11:24 |
+ نوشته شده توسط مهدی پروا در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت 11:11 |

عشق را شما چگونه تفسير مي كنيد؟

How Do You Interpret Love?


Once a Girl when having a conversation with her lover, asked
يك بار دختري حين صحبت با پسري كه عاشقش بود، ازش پرسيد
 
Why do you like me..? Why do you love me?
چرا دوستم داري؟ واسه چي عاشقمي؟
 
I can't tell the reason... but I really like you
دليلشو نميدونم ...اما واقعا"‌دوست دارم
 
You can't even tell me the reason... how can you say you like me?
تو هيچ دليلي رو نمي توني عنوان كني... پس چطور دوستم داري؟
 
How can you say you love me?
چطور ميتوني بگي عاشقمي؟
 
I really don't know the reason, but I can prove that I love U
من جدا"دليلشو نميدونم، اما ميتونم بهت ثابت كنم
 
Proof ? No! I want you to tell me the reason
ثابت كني؟ نه! من ميخوام دليلتو بگي

بقیه داستان در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی پروا در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت 10:43 |


تو نظرات بنویس
+ نوشته شده توسط مهدی پروا در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت 10:29 |


اینم از کار گروهی


+ نوشته شده توسط مهدی پروا در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت 9:37 |
1- چرا مردها داراي وجدان پاکي هستند؟

به اين دليل که هيچ گاه از آن استفاده نمي کنند .

2- چرا مردها هميشه خوشحالند؟
چون آدم هاي بي خيال فقط مي خندند .

3- چرا روانکاوي مردها خيلي سريع تر نسبت به خانم ها انجام مي پذيرد؟
زيرا هنگاميکه زمان بازگشت به دوران کودکي فرا مي رسد، مردها همان جا قرار دارند .

4- اگر يک مرد و يک زن با هم از يک ساختمان 10 طبقه به پايين بيفتند کداميک زودتر به زمين ميرسد؟
خانم، چرا که آقا راه را گم مي کند .

5- شباهت آقايون با آگهي هاي بازرگاني چيست؟
شما نمي توانيد يک کلمه از حرف هاي آنها را باور کنيد و هيچ چيز براي زماني بيش از 60 ثانيه دوام نمي آورد .

ادامه سوال و جواب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی پروا در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 10:51 |
سر کلاس درس معلم پرسید:هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟

هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسی حرف نزده  بود بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید .بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و

گفت:لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چیه؟

لنا با چشمای قرمز پف کرده و با صدای گرفته گفت:عشق؟

دوباره یه نیشخند زدو گفت:عشق... ببینم خانوم معلم شما تابحال کسی رو دیدی که بهت بگه عشق چیه؟

معلم مکث کردو جواب داد:خب نه ولی الان دارم از تو می پرسم



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی پروا در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 10:41 |





برای دیدن ادامه عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنید
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی پروا در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 10:22 |

روزی، سنگتراشي كه از كار خود ناراضي بود و احساس حقارت ميكرد، از نزديكي خانه بازرگاني رد ميشد. در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوكران بازرگان را ديد و به حال خود غبطه خورد با خود گفت : اين بازرگان چقدر قدرتمند است! و آرزو كرد كه او هم مانند بازرگان باشد.
در يك لحظه، به فرمان خدا او تبديل به بازرگاني با جاه و جلال شد! تا مدت ها فكر ميكرد كه ازهمه قدرتمندتر است. تا اين كه يك روز حاكم شهر از آنجا عبور كرد، او ديد كه همه مردم به حاكم احترام مي گذارند حتي بارزگانان.
مرد با خودش فكر كرد : كاش من هم يك حاكم بودم، آن وقت از همه قوي تر ميشدم!
در همان لحظه ، او تبديل به حاكم مقتدر شهر شد. در حالي كه روي تخت رواني نشسته بود، مردم همه به او تعظيم ميكردند. احساس كرد كه نور خورشيد او را مي آزارد و با خودش فكر كرد كه خورشيد چقدر قدرتمند است .
او آرزو كرد كه خورشيد باشد و تبديل به خورشيد شد و با تمام نيرو سعي كرد كه به زمين بتابد و آن را گرم كند.
پس از مدتي ابري بزرگ و سياه آمد و جلوي تابش او را گرفت. پس با خود انديشيد كه نيروي ابر از خورشيد بيشتر است، و آرزو كرد كه تبديل به ابري بزرگ شود و آنچنان شد.
كمي نگذشته بود كه بادي آمد و او را به اين طرف و آن طرف هل داد. اين بار آرزو كرد كه باد شود و تبديل به باد شد. ولي وقتي به نزديكي صخره سنگي رسيد، ديگر قدرت تكان دادن صخره را نداشت. با خود گفت كه قوي ترين چيز در دنيا، صخره سنگي است و تبديل به سنگي بزرگ و عظيم شد.
همان طور كه با غرور ايستاده بود، ناگهان صدايي شنيد و احساس كرد كه دارد خورد ميشود. نگاهي به پايين انداخت و سنگتراشي را ديد كه با چكش و قلم به جان او افتاده است!
  نتيجه اخلاقي اي كه از اين حكايت ميگيريم اينست كه بايد قدر موقعيت ها و لحظات زندگيمان را بدانيم و نگذاريم با زياده خواهي و تندروي كه ممكن است ناشي از نوعي حسادت نسبت به اشخاص ديگر باشد شرايطي را بوجود بياوريم كه وضعيت فعلي ما دچار مخاطره شده و در نهايت وضع از اين حالتي كه هست، بدتر هم بشود ! چون اينگونه رفتارها كه حاكي از خواسته هاي نابجا و انتظار دست يافتن به روياهاي محال است اين امكان را بوجود خواهد آورد كه به ورطه اي سوق داده شويم كه شايد ديگر راه برگشتي بوجود نيايد !
 
  شكر نعمت، نعمتت افزون كند
کفـر ، نعمت از کفت بیرون کند
+ نوشته شده توسط مهدی پروا در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 9:39 |
این روزها عجب چیزایی آدم میبینه




برای دیدن تمام عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنید
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی پروا در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 9:12 |
Dokhtara Mesle Radio Hastan Harchi Bekhan Migan Harchi Begi Nemishnavan!!! 2-Dokhtara Mesle Limooshirin Hastan.Aval Shirinan Bad Talkh Mishan!!! 3-Dokhtara Mesle Kontore Bargh hastan Har az Chand Gahi Seneshoon Sefr Mishe!!! 4-Dokhtara Mesle Felezyaban Harvaght Az Baghale Talaforooshi Rad Mishan Aksolamal Neshoon Midan!!! 5-Dokhtara Mesle Computeran , Faghat Khalegheshoon Az Manteghe Darooneshoon Sar Dar Miare
+ نوشته شده توسط مهدی پروا در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 9:0 |